خوش آمدید

جستجو

تبلیغات





بالاخره منتشر شد!

     

     اول سلام!

    دوم، تسليت ايام سوگواري حضرت سيدالشهدا(ع)

    سوم، پوزش به‌خاطر غيبتي چندماهه كه البته دست‌كم براي خودم عذري موجه دارم!

    چهارم، سپاس از همه‌ي دوستاني كه در اين مدت مرا شرمنده‌ي لطف و همراهي خويش كردند!

    نزديك يك سال بود كه پي‌گير انتشار پايان‌نامه‌ي كارشناسي‌ارشد، با موضوع تاريخ كردستان اردلان، در قالب يك كتاب بودم. در نهايت روز 22 آذر 89 اين تلاش به‌انجام رسيد و كتاب «سده‌هاي سروري» منتشر شد.

    از نظر شخصي، خوشحالم كه توانسته‌ام گامي هرچند كوچك در مسير معرفي واقع‌بينانه‌ي تاريخ كرد و كردستان به‌عنوان بخش مهم و اثرگذاري از تاريخ ايران بزرگ بردارم.

    در عين حال از نظر اجتماعي نمي‌توانم اندوه و افسوس خود را از مشكلات بي‌شمار و موانع بسيار كه در مسير پژوهش و تحقيق و انتشار كتاب و مقاله براي علاقه‌منداني كه گام در اين عرصه مي‌گذارند، پنهان كنم. شرح آن را به‌جاي ديگر واگذار مي‌كنم و كام خود و دوستان عزيز را تلخ نمي‌كنم.

    خلاصه‌اي ناقص از مطالب كتاب

    حكومت محلي اردلان به عنوان يكي از حكومت‌هاي كردي كه قرن‌ها بخش‌هايي از مناطق كردنشين غرب ايران را به عنوان قلمرو در اختيار داشته خاستگاهي ايراني و كردي داشته و لااقل از اواسط قرن دهم هجري قمري داراي تاريخ روشن و مستند است. بر پايه‌ي آن‌چه در منابع انعكاس يافته است، نزديك به 40 تن از حاكمان خاندان كرد اردلان در بخشي از مناطق كردنشين غرب كشور كه به همين نام شهرت يافت، حدود 330 سال (از اواسط قرن دهم تا سال 1284 هجري قمري)حكومت كردند. مركزيت اين حكوت طي مدت مذكور در چهار نوبت جابه‌جا شده و تغيير يافته و در نهايت شهر سنندج به عنوان مركز حكومت محلي اردلان انتخاب و تثبيت شده است. 

    حكومت اردلان در مقايسه با ديگر حكومت‌هاي محلي جايگاهي والا و بلندمرتبه داشته و دست كم در بخش‌هايي از دوره‌ي صفويه در رديف چهار ايالت ويژه و برتر به شمار مي‌رفته است. از حاكمان اردلان اغلب با لقب «والي» كه عالي‌ترين عنوان اطلاق شده به حكام ايالات بوده، ياد شده است.

    بررسي روند تاريخي حكومت محلي اردلان نشان مي‌دهد كه هر چه از دوره‌ي صفويه به دوران قاجار نزديك مي‌شويم، پيوند و همبستگي خاندان اردلان با دولت مركزي افزايش يافته و اين امر در اشتراك در مذهب، گسترش پيوندهاي سببي، حضور عناصري از خاندان اردلان در حكومت مركزي و امثال آن نمود مي‌يابد.

    خاندان اردلان هر چند از نظر قومي، كرد و از نظر مذهبي، لااقل در مقاطعي، اهل‌سنت بوده‌اند اما بر اساس شاخص‌هاي قومي و مذهبي ميان خود و ديگران حد فاصل و خط حائلي ترسيم نكرده و بر مدار تعصبات قومي و مذهبي به صف‌بندي و جبهه‌آرايي نپرداخته‌اند. به عكس در برخي موارد با مناطق هم‌جوار خود كه از شاخه‌هاي مختلف قوم كرد و گاه از پيروان اهل‌سنت بوده‌اند به رويارويي و نبرد پرداخته‌اند.

    حكومت محلي اردلان ظهور و افولي نسبتاً طبيعي داشته و مانند بسياري سلسله‌هاي ديگر پس از شكل‌گيري و رسيدن به اوج قدرت و اقتدار در سراشيب سقوط قرار گرفته و در نهايت هر چند پايان عمر اين حكومت به نام ناصرالدين‌شاه قاجار ثبت شده اما در واقع تحولات سال‌هاي پاياني حكومت اردلان نشان از تشتت، ضعف و آشفتگي دروني و تا حدي نارضايتي اهالي از عملكرد حاكمان اين خاندان دارد.

    بررسي ابعاد گوناگون تحولات تاريخي حكومت محلي اردلان مانند هر حكومت ديگر، اين واقعيت را براي ناظر منصف بيش از پيش آشكار مي‌سازد كه آن‌چه در نهايت بيشترين تأثير و مهم‌ترين جايگاه را در روند شكل‌گيري تحولات به خود اختصاص مي‌دهد نه تمايلات قومي و محلي است و نه گرايش‌هاي مذهبي و فرقه‌اي و نه جاه‌طلبي‌هاي زورمدارانه، بلكه بيش و پيش از همه اشتياق انسان براي حركت در مسير فعليت بخشيدن به نيازها و آرمان‌هاي فطري خويش به ويژه پي‌جويي عدالت فردي و اجتماعي و كرامت انساني است. روي ديگر اين سخن آن است كه صرف اشتراك در قوميت، مليت، مذهب و جهت‌گيري فكري و سياسي براي ارتقاي سطح تفاهم و همگرايي ميان حاكميت و جامعه كفايت نمي‌كند و شرط لازم براي ماندگاري طبيعي يك حكومت، رعايت حرمت و كرامت اتباع خويش و توجه و تلاش ويژه براي تحقق عدالت جمعي است.

    حكومت اردلان هرچند حكومتي محلي و برخاسته از متن و بطن مردم و فرهنگ و مذهب و عرف و آداب و رسوم منطقه و سرزمين خويش بود اما هرگاه از مدار عدالت و انصاف به سمت بيداد و ستم منحرف مي‌شد، نخستين كساني كه در مقابل آن مي‌ايستادند و حتي به دربار صفوي و قاجار كه از نظر قومي و مذهبي سنخيتي با آنان نداشت، شكوه و شكايت مي‌بردند، اهالي و اتباع منطقه بودند.

    نكته‌ي قابل تأملي كه از بررسي روابط حكومت محلي اردلان و دولت مركزي استنباط مي‌شود اين است كه هرگاه نگرش قومي يا مذهبي صِرف، جايگزين نگاه حاكميتي شده و حكومت مركزي، اتباع و شهروندان خويش را به‌چشم پيروان يا مخالفان يك مذهب يا قوم خاص بنگرد و جايگاه خود را از حاكميتِ مدافع تمامي شهروندان تا سطح حامي يك جريان قومي يا مذهبي خاص تنزل دهد، تنش‌ها و شكاف‌هاي قومي و مذهبي در سطوح مختلف جامعه فعليت و تعميق مي‌يابد. به ديگر سخن، هر چه دولت مركزي زاويه‌ي ديد خود را گسترش داده و از منظري فراگير به بدنه‌ي جامعه بنگرد، انسجام جامعه و پايداري و ماندگاري حكومت فزوني خواهد يافت.

     

    پي‌نوشت:

    قابل توجه دوست خوبم كامران در وبلاگ رهاتر از آتش! گاهي به‌خاطر اين‌كه اهل سنندج است، به او غبطه مي‌خورم.

    اگر دوستان بپرسند كتاب در كجا و كدام كتاب‌فروشي و انتشاراتي پيدا مي‌شود، بايد به‌عرض برسانم كه در اين يك سال هفت‌خوان چاپ و انتشار را پشت سر گذاشته‌ و از اين پس بايد در فكر توزيع آن باشم. اميدوارم از هم‌فكري و همراهي دوستان خوبم بهره‌مند شوم.

    از همه‌ي دوستان و همراهاني كه در مسير آماده شدن كتاب براي انتشار، لطف خود را از بنده دريغ نداشتند، به‌ويژه دوست خوب و خوش‌ذوقم جناب آقاي پرويز دانشمندي كه زحمت طراحي جلد را متقبل شدند، بي‌نهايت سپاس‌گزارم.

     

     


    این مطلب تا کنون 8 بار بازدید شده است.
    منبع
    برچسب ها : حكومت ,اردلان ,محلي ,قومي ,مذهبي ,كتاب ,حكومت محلي ,محلي اردلان ,حكومت اردلان ,خاندان اردلان ,دولت مركزي ,
    بالاخره منتشر شد!

تبلیغات


    محل نمایش تبلیغات شما

پربازدیدترین مطالب

آمار

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده